تبليغاتX
پشتیبان شبکه ! - تقلب
تقلب شنبه سیزدهم خرداد 1385 16:6

سلام دوستای گلم .... خوبید؟؟؟؟ با کلی حرف امدم پیشتون.

اول اینکه تو مسابقه برنامه نویسی ACM تو دانشگاه سوم شدم.(فکرشو بکنید همه سال بالایی بودن و تنها 84 ای من بودم.). بعدا در مورد ACM بیشتر توضیح می دم و چند تا از سوالهاشو براتون می ذارم تا بیشتر باهاش آشنا بشید.

 

اما مورد دوم راجب تقلبه که بر عکس وبلاگ بچه پررو می خوام نصیحتتون کنم که تقلب نکنید.

راستش من خودم اهل تقلب نیستم و آخرین باری که تقلب کردم سال دوم دبیرستان بود که اون بارم لو رفتم.

اما مثل اینکه تو دانشگاه قضیه فرق می کنه. یعنی اگه تقلب نکنی اموراتت نمی گذره...

میدونید من همیشه فکر می کردم دخترا کم تر از پسرا تقلب میکنن اما به نظر میاد که برعکسه حد اقل تو دانشگاه ما... ماشالله رو که نیست بعضی هاشون علنی تقلب می کنن. مهندسن تو تقلبی

 

اما راجب ضایع شدن خودم بگم. بین ما پسرا یه ضرب المثل رایج هست که می گیم

 آدم زیر تریلی بره اینجور ضایع نشه اونم جلوی استادی که خیلی قبولت داره...

 

اما ماجرا چی بود؟؟؟

همین چند روز پیش میان ترم برنامه نویسی پیشرفته داشتیم. من خودمم نرسیده بخونم چون صبحش امتحان کارگاه عمومی داشتم و دیروزش امتحان آزماشگاه فیزیک.

 

خلاصه با هزار ترس و لرز رفتیم سر کلاس و از بخت خوب ما استاد به کلاسای ساعت قبل گفته بود که اونایی که آمادگی ندارن می تونن هفته بعد امتحان بدن.قبل از شروع کلاس یکی از دخترای کلاسمون اومد پیش من که می تونید به من برسونید؟؟؟ منم گفتم من دارم می رم.اون گفت خوب اگه قرار شد بمونید به من برسونید. منم که تصمیم داشتم برم  خیلی راحت گفتم چشم. خلاصه کیفم رو برداشتم که برم که استاد دم در کلاس منو دید. گفت کجا؟؟؟ گفتم خونه استاد.گفت میان ترم نمیدی؟؟ گفتم استاد ما هفته بعد امتحان می دیم .گفت نه شما باید همین حالا امتحان بدید. گفتم چرا استاد؟؟؟ گفت برو بشین آسونه

خلاصه رفتم سر جام نشتم(کنارم همون دختره نشسته بود) امتحان شروع شد خداییش هم آسون بود ولی من نخونده بودم واسه همین تسلط نداشتم.چند دقیقه از امتحان نگذشته بود که دیدم بغل دستیم تقلب رو شروع کرده. خلاصه منم هم چون یه جورایی قول داده بودم اول جواب سوالا رو روی یه برگه یادداشت مینوشتم  تا بعد اون برگه رو بدم بهش. اما  نگو این قدر تقلبی کرد که استاد جاشو عوض کرد.

خلاصه ما هم با خیال راحت به کارمون ادامه دادیم. نزدیکای آخر جلسه بود که دیدم  یکی از دخترا که از 83 ای که دفه دومش بود این درسو می گرفت یه جورایی داشت گریه می کرد.اون یه نگاه معنی دار به من کرد و منم که هنوز اون کاغذ رو داشتم توی یه موقعیت مناسب کاغد رو گرفتم طرفش که بگیره اما اون معطل کرد و تا امد بگیره استاد متوجه شد. منم سریع خودم جمع کردم اما کار از کار گذشته بود.

استاد بهم گفت پاشو برگتو بیار.... منم گفتم چشم استاد... ولی به کار خودم ادامه دادم استادم دیگه چیری نگفت..چون هرچی باشه دانشجوی خوبش بودم...آخر امتحان وقتی رفتم برگه رو تحویل بدم آروم بهم گفت: حقش بود بهت صفر می دادم منم با شرمندگی از استاد معذزت خواستم و رفتم بیرون...

دمش گرم خیلی آقایی کرد.... من دم در کلاس منتظر دوستم بودم که بیاد.وقتی امد بیرون به من گفت: سعید استاد کارت داره . من یه لحظه ترسیدیم .چیکارم داره؟؟؟؟؟؟؟؟ با ترس و لرز برگشتم تو کلاس و گفتم استاد با من کاری داشتید؟؟؟ استادم یه لبخند زد و گفت امتحان چه طور بود؟؟؟؟من که خیلی ترسیده بودم گفتم خوب بود ، آسون بود فقط چون من صبح امتحان کارگاه داستم نتونستم بخونم.

استادم گفت اشکال نداره پایان ترم جبران کن....

 

همه این حرفا رو زدم که بگم تقلب نکنید آخر و عاقبت نداره . بر فرضم 4 تا درس رو با تقلب پاس کردید یه روز می بینی به جایی می رسی که اگه کتابم جلوت باز باشه نتونی  ازش استفاده کنی.....

 

شما هم با حرف من موافقید که  دخترا بیشتر از پسرا تقلبی می کنن؟ (نظر بدید)

 

 

 

نوشته شده توسط سعیدرضا  | لینک ثابت |