تبليغاتX
پشتیبان شبکه ! - مست و هوشيار
مست و هوشيار یکشنبه سوم آذر 1387 22:8
مست و هوشيار

                               

محتسب مستی به ره د يد وګريبانش ګرفت

مست ګفت:ای دوست اين پيراهن است افسارنيست   

ګفت:مستی ،زان سبب افتان و خيزان ميروی

ګفت:جرم راه رفتن نيست،ره هموار نيست

ګفت:می با يد ترا تا خانه قاضی برم

ګفت:رو صبح ای،قاضی نيمه شب بيدار نيست

ګفت:نزديک است والی را سرای،أ نجا شويم

ګفت:والی ا ز کجادر خانه خمار نيست !

 ګفت:تا دا روغه را ګوييم ،در مسجد بخواب

ګفت:مسجد خوابګاه مردم بد کار نيست

ګفت:ديناری بده پنهان وخودرا وارهان

ګفت:کار شرع ،کاردرهم ودينار نيست !

ګفت:از بهر غرامت جامه ات بيرون کنم

ګفت:پوسيد ست،جز نقشی زپود وتار نيست

ګفت:آنقدر مستی کز سر بیفتادت کلاه

ګفت:درسر عقل با يد،بی کلاهی عار نيست

ګفت:می بسيار خوردی زان چنين بيخود شدی

ګفت:ای بيهوده ګو!حرف کم وبسيار نيست

ګفت:با يد حد زند هشيار مردم مست را

ګفت:هشياری بيار،اينجا کسی هوشيار نيست!

                        (پروين اعتصامی)

نوشته شده توسط سعیدرضا  | لینک ثابت |