پشتیبان شبکه !
آموزش شبکه ، اینترنت ، برنامه نویسی جاوا و...
به بوی زلف تو دم می زنم
یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 21:10
به بوی زلف تو دم می زنم درین شب تار
وگرنه چون سحرم بی تو یک نفس نرود
چنان به دام غمت خو گرفت مرغ دلم
که یاد باغ بهشتش درین قفس نرود

نوشته شده توسط سعیدرضا
| لینک ثابت |
دومین بیانیه آکسفورد؛
بیانیه دانشگاه آکسفورد در واکنش به اظهارات رحیمی
بیانیه دانشگاه آکسفورد در واکنش به اظهارات رحیمی
دانشگاه آکسفورد با انتشار بیانیهای، اظهارات آقای محمدرضا رحیمی درباره حذف اطلاعات مدرک دکتری آقای کردان از سایت این دانشگاه را رسما تکذیب کرد.
به گزارش "الف"، در بیانیه جدید دانشگاه آکسفورد که در تاریخ 28 آگست 2008، یک روز پس از اظهارات آقای رحیمی، صادر شد، آمده است:
به گزارش "الف"، در بیانیه جدید دانشگاه آکسفورد که در تاریخ 28 آگست 2008، یک روز پس از اظهارات آقای رحیمی، صادر شد، آمده است:
بیانیه دانشگاه آکسفورد
28 آگست 2008
آقای علی کردان
ادعاهای اخیر مبنی بر اینکه سوابق دکتری افتخاری آقای علی کردان پاک شده است، درست نیست. دانشگاه همچنین این ادعا را که تاییدیه مدرکی به نام آقای کردان به سفارت ایران داده شده است را تکذیب میکند.
دانشگاه همچنان بر بیانیه خود منتشره در تاریخ 15 آگست پافشاری میکند.
متن آن بیانیه از طریق آدرس زیر قابل دسترسی است.
www.ox.ac.uk/media/news_stories/2008/080815.html
اداره مطبوعات و اخبار
روابط عمومی
دانشگاه آکسفورد
تلفن: 441865280528
دورنگار: 441865280535
press.office@admin.ox.ac.uk
نوشته شده توسط سعیدرضا
| لینک ثابت |
کوچه لره سو سه پمیشم

کوچه لره سو سه پمیشم
یار گلنده توز اولماسین
ائله گلسین ائله گئتسین
آرامیزدا سؤز اولماسن
...
ساماوارا اوت سالمیشام
ایستیکانا قند سالمیشام
یاریم گئدیب تک قالمیشام
نه عزیزدیر یارین جانی
نه شیریندیر یارین جانی
...
ساماواری آلیشدیرین
ماشا گه تدیم قاریشدیرین
کوسولویوخ بارشدیرین
نه عزیزدیر یارین جانی
نه شیریندیر یارین جانی
...
پیاله لر ایره فده دیر
هر بیری بیر طرفده دیر
گؤرمه میشم بیر هفته دیر
نه گؤزلدیر یارین جانی
نه شیرین دیر یارین جانی
..
اوخویان : رشید بهبود اف
اوخویان : رشید بهبود اف

...
کوچه ها را آب و جارو کرده ام
کوچه هارا آب و جارو کرده ام
وقتی یار می آید گرد و خاک نشود
طوری بیاید و برود
که بین ما حرفی ( دلگیری ) نباشد
...
داخل سماور آتش انداخته ام
داخل استکان قند انداخته ام
یارم رفته تنها مانده ام
چه عزیز است جان یارم
چه شیرین است جان یارم
...
سماور را روشن کنید
ماشا آورده ام ( زغال را ) به هم بزنید
با هم قهریم آشتی مان بدهید
چه عزیز است جان یارم
چه شیرین است جان یارم
...
پیاله ها در تاقچه اند
هرکدام در یک طرفند
یار را ندیده ام یک هفته است
چه زیباست جان یارم
چه شیرین است جان یارم
کوچه هارا آب و جارو کرده ام
وقتی یار می آید گرد و خاک نشود
طوری بیاید و برود
که بین ما حرفی ( دلگیری ) نباشد
...
داخل سماور آتش انداخته ام
داخل استکان قند انداخته ام
یارم رفته تنها مانده ام
چه عزیز است جان یارم
چه شیرین است جان یارم
...
سماور را روشن کنید
ماشا آورده ام ( زغال را ) به هم بزنید
با هم قهریم آشتی مان بدهید
چه عزیز است جان یارم
چه شیرین است جان یارم
...
پیاله ها در تاقچه اند
هرکدام در یک طرفند
یار را ندیده ام یک هفته است
چه زیباست جان یارم
چه شیرین است جان یارم

نوشته شده توسط سعیدرضا
| لینک ثابت |

