سلام...امروز ٫ روز تواد بود...
بچه ها کلی سوپرایزم کردن..
بگزارید تعریف کنم چی شد امروز...
امروز تا ساعت ۴ که کلاس داشتم...تو راه برگشت یکی از بچه ها (دوستان دوران دبیرستان ) بهم زنگ زند که امروز میای بریم بیرون؟؟؟ منم گفتم آره..پایه ام
خلاصه ساعت ۶ و خورده ای بود ...زنگ در و زدن ....منم چون هنوز آماده نشده بودم.. با لباس خونه
رفتم دم در که بگم یکم صبر کنه تا لباس بپوشم که دیدم چه خبره؟؟؟

با دوتا دوربین دارن فیلم برداری می کنن...حالا منو در نظر بگیرین با زیر پوش و زیر شلواری 

خلاصه دیدم کیک خریدن و شمع و .... همون جا دم در گذاشتن رو ماشین می گن بیا فوت کن...
حالا هرچی می گم بیان تو؟؟ می گن نه هنوز باید بریم یه جای دیگه 
خلاصه آمده شدم...راه افتادیم... حالا مگه می گفتن منو دارن کجا می برن؟
هرچی می پرسیدم...می گفتن نه سوپریزه...
دیدم داران می رن خارج از شهر
گفتم یهو دخل منو نیارین تو روز تولدم؟
بالاخره رفتیم مهریز ...(اطراف یزده) خونه یکی از دوستان... خلاصه اونجا یه جشن تولد حسابی گرفتیم
جاتون خالی
ساعت ۱۰ حدودا برگشتم خونه...چند دقیقه که گذشت دیدم دوباره زنگ زدن...اینبار بچه های دانشگاه بودن
اونا هم واسم هدیه گرفته بودن و کلی منو شرمنده کردن
دوستای گلم از همتون ممنونم...
ان شا ا... جبران کنم
در ضمن از همه به خاطر آف و میل و پیام هاشون ممنونم
بای
+ نوشته شده توسط سعیدرضا در چهارشنبه هفتم آذر 1386 و ساعت
22:45 |